ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
97
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
بنابراين قلعه تا زمانى كه كلانتر ميناب با چهارصد تا پانصد سپاهى به گمبرون آمد و آن را تسخير كرد ، در دست شيخ راشد باقى ماند . اتلام در يكم ژوئيه 1725 به ديدار كلانتر ميناب رفت و او در سوم همين ماه به بازديد اتلام آمد . شوراى شركت هلند در گمبرون چنين صلاح ديد كه انعامى به مبلغ 8 : 15 : 27 فلورين هلندى براى جلب دوستى به كلانتر ميناب داده شود تا او هلنديان را از هر حملهء قريب الوقوع بلوچان بياگاهاند . در 27 ژوئيه كلانتر از ناگاه گمبرون را ترك كرد كه هلنديان بسيار شاد شدند . پيش از عزيمت وى از ايشان صد تومان يا 4250 فلورين هلند وام خواسته بود كه اتلام از پرداخت آن پوزش خواسته بود . كلانتر در هنگام عزيمت يكى از يوزباشيان هرمزى يعنى مرتضىقلى بيگ را مقام جانشين خود و محمد صالح بيگ سر يوزباشى هرمز ، قشم و لارك را مقام شاهبندرى داد . هنوز وضع گمبرون بسيار آشفته بود . به نظر اتلام بيست و پنج افغان به آسانى مىتوانستند آن را تسخير كنند چون ايرانيان به محض شنيدن شايعهء نزديك شدن افغانان مىگريختند . جانشين و شاهبندر جديد از بازگشت شاهبندر پيشين در هراس بود . چون در نيمهء سپتامبر شايع بود كه او با سپاهيان خود در لار است و مىخواهد به گمبرون و حومهء آن حمله كند . اتلام اميد داشت كه اين شايعه راست نباشد ، چون هر چند فرصت مىيافت كه آن پنجهزار تومان را مطالبه كند مىدانست كه ميرزا زاهد على پيوسته در تكاپو خواهد بود تا با انواع بهانه و لطايف الحيل مطالبهء شركت هلند را مورد ترديد قرار دهد . اتلام در 20 سپتامبر 1725 نمىدانست كه آيا لار هنوز در دست ايرانيانست يا نه ، چون آخرين خبر در مورد لار در 15 ژوئيه به دست او رسيده بود ، ولى از شيراز اصلا خبرى نداشت . با اينكه انگليسيان گهگاه از اصفهان يا شيراز خبرهائى به دست مىآوردند غالبا آنها را پنهان نگاه مىداشتند . كاركنان شركت هلند در بصره در 14 مه و 29 ژوئن 1725 گزارش دادند كه تركان ايروان را تسخير و اهالى آن را قتل عام كردهاند ، نيز سپاه ترك ديگرى به سوى